|
گلایه گلی از خورشید روزی گلی رو به خورشید کرد وبا حالت گلایه گفت: تو اصلا به من نمی تابی و به من نگاه نمی کنی . تو همیشه هوای بزرگتر ها را داری و با آنها یی. خورشید با رأفت به او نگاه کرد و گفت:گلم تو کجایی ؟چرا از من فراری هستی ؟تو چرا خود را زیر درختان پنهان کرده ای؟من همیشه رو به تو می کنم و به سوی تو نگاه میکنم و نور می فرستم امّا تو خود را پنهان کرده ای ونورو لطف من به تو نمی رسد من به همه نور می دهم اما کسی بیشتر بهره می برد که بیشتر رو به من کند وگرنه لطف من عالم گیر هست،تو خودت را پنهان کرده ای... آری اگر مابیشتر رو به حق می کردیم.....برچسبها: گلایه گلی از خورشید
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲ساعت 18:55  توسط میثم آقایی سمیرمی
|
|