|
تحمل خلاف علی صبح زود آماده شده بود تعطیلات آخر هفته را پیش خانواده باشد به ایستگاه نرسیده بود که یک ماشین جلوش وایساد -داداش ما میریم کرج می خای بیا -دستون درد نکنه متشکرم،سوار شدخوشحالی اون بیشتر شد وقتی دید که2تا از همکلاسی دانشگاهش با اون همسفراند. چیزی نگذشت که دو نفر جلو آهنگ گذاشتند ومشغول حرف زدن شدند ولی علی خودش را می خورد تازه متوجه شد که سرعت زیاده و راننده سبقت غیر مجاز می گیره و... علی گفت: آقا آقا آقا من همین جا پیاده می شوم. -چرا؟هنوزکه نرسیدیم!.خوشت نیومد بفرما و زد کنار! - آقا کمی بیشتر دقت کن؛خدایی نکرده مشکلی پیش میادا. چند دقیقه بعدعلی سوار یک ماشین دیگه شد ودلش واسه رفقاش که با اون موافق بودند امّا تحمل را ترجیح دادند می سوخت که آقای راننده بعد از زدن راهنما زد روی ترمزو کشید کنار! -چیشد ؟چیشد؟؟ بعد با یک نگاه فهمید که ماشینی که ازش پیاده شده بود چپ کرده و همه مرده اند درحالی که اشک می ریخت می گفت :کاش پی حرف رفته بودی آقا کاشکی... برچسبها: اثرات گناه
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 20:36  توسط میثم آقایی سمیرمی
|
|