باید آموخت ....

باید اموخت ز خورشید  ،  که به عالم همه یکسان تابید.

باید آموخت ز ماه، تک تنها ماندن تا دم صبح ،پگاه.

باید آموخت زشمع ، که فدا شد بر جمع.

باید آموخت کرامت از آب،یا که آموخت حفاظت ز امانت از خاک.

یا که آموز زکوه استقامت ،پایداری را .

یا بیاموز ز رود بخشش جان به حیات دگران.

یا که از شاخه پر بار بیاموز فروتن بودن و تواضع را.

یا بیاموز ز یک شاخه اشک که کند دایماَ او یاد ز خاک، ز رفاقت از دیروزو کنونی که جدا گشته ز خاک.

و تو آموز سرافرازی و سرزیری را  از درختی چون سرو.

یا بیاموز تو از آینه ها ،بی خبر بودن از عیب آدم ها.

و بیاموز ز شمع عیب پوشی و مستوری کار دگران.

و جوانمردی را تو بیاموز ز کاج که ز هیزم شکن خویش ،سایه اش را نکند نیزدریغ.

و تلاش و کوشش را تو بیاموز  زجوی  که ز هر کوی وبیابان گذرد تا به دریا رسدو جان گیرد.

وبیاموز ز ابر بارش باران به همه پیر وجوان،کوه وبیابان ،


برچسب‌ها: تلاش, باید آموخت
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 20:22  توسط میثم آقایی سمیرمی  |